دارم سخني با تو و گفتن نتوانم - شعری از شفیعی کدکنی

خرید بک لینک
دارم سخني با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
شادم به خیال
تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
با پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
دور از تو من سوخته در دامن شب ها
چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم
فریاد
ز بی مهریت ای گل که درین باغ
چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم
ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
دارم سخني با تو و گفتن نتوانم ...
يزدان دي ال...

ما را در سایت يزدان دي ال دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: fdfdfdf بازدید: 246 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1391 ساعت: 19:31

صفحه بندی